Humata, Hukhta, Huvareshta

Humata, Hukhta,Huvareshta

۱۳۹۷ شهریور ۲, جمعه

زمان ضربه نهایی فرا رسید

با نزدیک تر شدن انتصابات مجلس فرمایشی حکومت اسلامی در ایران، رژیم حاکم بر تهران در نظر دارد با شرکت حداقلی مردم و جنگ زرگری میان نهاد ولایت فقیه، انجمن حجتیه، سپاه پاسداران و تیم آقای رفسنجانی، چهار گروه متفاوت را به جهانیان به عنوان وارثان ایران بعد از جنگ معرفی کند. رژیم اشغالگر تهران خواسته یا ناخواسته میرود تا برای حفظ منافع اقتصادی گروهی کوچک تمامیت ارزی ایران را قربانی بوجود آمدن حکومت عثمانی در آسیای مرکزی نماید. در این میان البته جایی نیز برای آیت الله های فرقه شیعه در نظر گرفته شده است
با گذشت تنها دو سال از اعتراضات مردمی موسوم به سبز ایران و مقاومت حیرت بر انگیز جوانان ایرانی، نتایج دموکراسی خواهی صد ساله گذشته ایرانیان را میتوان در تمامی منطقه خاورمیانه لمس نمود. با تغییرات روبنایی در کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه شرایط دگرگونی بنیادین در ایران فراهم است و امکان انقلاب سیاسی و تغییر دیکتاتوری به مردم سالاری بوجود آماده است. اما وجود انحصارات اقتصادی در ایران این شبهه را برای قدرت های غربی بوجود آورده است که به دلیل نبودن تشکیلات منسجم مردمی میتوان از آب گل آلود ماهی گرفت و مانند تغییرات جزیی مصر، تونس و یا لیبی در حال تصرف، منابع اقتصادی ایران را نیزمیتوان تحت انحصارات کامل خود در آورند.
با نزدیک تر شدن انتصابات مجلس فرمایشی حکومت اسلامی در ایران، رژیم حاکم بر تهران در نظر دارد با شرکت حداقلی مردم و جنگ زرگری میان نهاد ولایت فقیه، انجمن حجتیه، سپاه پاسداران و تیم آقای رفسنجانی، چهار گروه متفاوت را به جهانیان به عنوان وارثان ایران بعد از جنگ معرفی کند. رژیم اشغالگر تهران خواسته یا ناخواسته میرود تا برای حفظ منافع اقتصادی گروهی کوچک تمامیت ارزی ایران را قربانی بوجود آمدن حکومت عثمانی در آسیای مرکزی نماید. در این میان البته جایی نیز برای آیت الله های فرقه شیعه در نظر گرفته شده است و زمزمه های واتیکان اسلامی به گوش میرسد.
فرصت طلبانی که در سال پنجاه و هفت ایران را به اشغال خود در آورده اند میروند تا در روزهای آینده با منفعل نگاه داشتن ایرانیان بار دیگر و با نامی جدید منافع اقتصادی را با شریکان غربی خود تقسیم نمایند.
با تجربه انتصاب آقای احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور، حضور در انتصاباتی که از هم اکنون نتیجه آن مشخص شده است اینگونه به نظر میرسد مورد توجه اکثریت مردم قرار نخواهد گرفت. کاندیداهایی که به صورت مستقل یا احزاب در سایه معرفی میشوند نمیتوانند یا نمیخواهند خواسته های رای دهندگان را به اجرا گذارند. در مقابل جریانهای اپوزیسیون خارج از کشور که خواهان انحلال حکومت اسلامی باشند میتوانند به صورت مستقل به سازماندهی این کمیته های انتخاباتی مردمی در ایران یاری رسانند و مورد تایید مردم قرار خواهند گرفت. ایجاد کمیته های انتخاباتی بدون در نظر گرفتن نتیجه یا حتی شرکت در آن میتواند تشکیلات از هم گسیخته مردمی را بار دیگر در خیابان به هم نزدیکتر سازد. با بهانه حمایت از هر کاندیدایی میتوان به صورت مستقل از نیروهای حکومتی کمیته های مردمی را سازمانده ای نمود. از کاندیداها خواست در مورد برنامه هایشان با مردم گفتگو نمایند و تجمعات مردمی را دوباره زنده کرد. با توافق بر این اصل است که میتوان خواهان به تاخیر انداختن تاریخ انتخابات شد و همزمان درخواست آزادی احزاب را نمود. شرایط ماه های گذشته خاورمیانه امکان سرکوب و خشونت را از اشغالگران تهران تا حدود زیادی گرفته است و آنها را به معامله برای نگاه داشتن قدرت تشویق نموده است. با سازماندهی سرتاسری کمیته های انتخاباتی میتوان اعتصابات را به یک حقیقت تبدیل نمود و حتی در صورت برخورد نظامی میتوان به کمک و یاری آسیب زدگان شتافت. این تشکیلات مردمی خواهد توانست در مقابل انحصار طلبان پایداری کند و گذار از دیکتاتوری به مردمسالاری را متمدنانه ترسیم نماید.
جنبش سبز ایران درآغاز انقلاب رنگین کمانی قرار دارد.

سخنی با رییس جمهور سابق کشورم

خوشبختانه تمدن ایرانی قبل از اسلام مثبت گرای را ترویج میکرده و خوشبختی را با روش دیدن خوشبختی، گفتگو در مورد خوشبختی و اجرای خوشبختی میسر میدانسته است.(اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک ) آقای محمد خاتمی در سخنرانی اخیر خود تحت عنوان خیر خواهان بشر و ترویج صلح سخنشان را اینگونه آغاز میفرمایند : کلمه صلح از دل انگیزترین و احساس برانگیزترین کلماتی است که وجود دارد اما متاسفانه در واقعیت تاریخ؛ کمتر نشانی از صلح میبینیم و اگر هم در عرصه های جهانی و روابط بین الملل آرامشی وجود دارد...
خوشبختانه تمدن ایرانی قبل از اسلام مثبت گرای را ترویج میکرده و خوشبختی را با روش دیدن خوشبختی، گفتگو در مورد خوشبختی و اجرای خوشبختی میسر میدانسته است.(اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک ) آقای محمد خاتمی در سخنرانی اخیر خود تحت عنوان خیر خواهان بشر و ترویج صلح سخنشان را اینگونه آغاز میفرمایند : کلمه صلح از دل انگیزترین و احساس برانگیزترین کلماتی است که وجود دارد اما متاسفانه در واقعیت تاریخ؛ کمتر نشانی از صلح میبینیم و اگر هم در عرصه های جهانی و روابط بین الملل آرامشی وجود دارد تحت سایه زور، سلاح و ارعاب است در حالی که صلح مسلح، صلح نیست. ایشان از تئوری قرار داد اجتماعی انتقاد میکنند و در مقابل آن نظریه حالت و
وضع طبیعی انسانها را مطرح میسازند.
ابتدا بگذارید ببینیم این تئوری قرار داد اجتماعی توسط کدامین فیلسوفها در این سالها مطرح شده است.خانم Martha Nussbaum یکی از فیلسوفان معاصر در کتاب مشهور خود به نام "مرزهای حقوق" عنوان نموده که برای نهادینه نمودن عدالت اجتماعی نیازمند قرار داد اجتماعی هستیم. یعنی اقشار مختلف حاضر در یک جامعه نیازمند یک قرار داد اجتماعی هستند تا بتوانند عدالت را در میان خود رعایت کنند.
آقای خاتمی در ادامه میافزایند در واقع قرار داد اجتماعی برای این است که انسان از وضع طبیعی خود بیرون بیاید اما در رابطه با اینکه وضع طبیعی چیست میان فیلسوفان سیاسی اختلاف نظر وجود دارد. ایشان دو نظریه را مطرح میسازند که یا وضع طبیعی: وضع ستیز و خشونت تعبیر شده یا وضع طبیعی: محبت، نیکی و خوبی میباشد. ایشان میپندارند این دو نگرش نمیتوانند همزمان توسط یک قرار داد اجتماعی در کنار یکدیگر ادامه حیات دهند و قرار داد اجتماعی دلیل صلح اجباری و تحمیلی است و به همین جهت همیشه در معرض شکنندگی است. در صورتی که تنها اگرجمله این یا آن را با جمله این و آن تغییر دهیم ملاحظه خواهیم نمود که یک قرار داد اجتماعی میان اقشار مختلف بر خلاف تصور آقای خاتمی میتواند به یج صلح پایدار همگان خواسته تبدیل گردد.
ایشان معتقد به نظریه تحمیل جنگ و ستیزبه انسانها در تمامی طول تاریخ هستند و به این واقعیات رسیده اند که هیچ جنگی بین تمدنها نبوده است بلکه تمدنها مکمل یکدیگر بوده اند؛ ایشان آشکارا عنوان نموده که جنگها همواره جنبه سیاسی و اقتصادی داشته و ناشی از استیلا طلبی، قدرت خواهی و خودخواهی انسانها بوده است.
آقای خاتمی اضافه میفرمایند که حتی در حین وقوع جنگها، تمدنها به صورت شگفت انگیزی به تبادل و تعامل باتاریخ نشان داده است که در زمان وقوع جنگها سیاستمدارن با هم میجنگند و نمایاندن فرهنگ و تمدن با هم به تبادل نظر میپردازند.
آقای خاتمی پیشنهاد میدهند که به جای نظریه پردازی و خیال بافی به این مساله توجه کنیم که نیاز مبرم و اولیه بشریت صلح است و راه رسیدن به صلح آنگونه که ایشان مایل به گفتگو هستند با موانعی روبرو است. مشکل اساسی را ایشان اینگونه توضیح میدهند: فراموشی خدا مساله بسیار مصیبت باری است و مصیبت بر تر از آن این است که ما اهداف شیطانی و راه و رسم غیر انسانی را به نام خدا و به نام مقدسات به مردم تحمیل کنیم.
اینجانب نیز که گفتگوی تمدنها را مثبت ارزیابی میکنم لازم میدانم تذکر دهم تمدن ایرانی قبل از اسلام نگرشی متفاوت به جهان داشته است که در جنگ های متفاوت با انگیزه های سیاسی یا اقتصادی آن نگرش تعبیری کاملا متفاوت پیدا نموده است.تمدن کهن ایرانی میپندارد هدف از زندگی، شاد و خوشبخت زيستن است . شاد و خوشبخت زيستن ميسر نيست مگر اينکه همگان در جامعه، از جمله جانوران و گياهان بتوانند با شادی و شکوفايی زندگی کنند. برای رسيدن به اين هدف مردمان بايد قانون هستی را بياموزند.
اين قانون از سه اصل بنيادين بگونه زير در ست شده است:
1-جهان هستی و بويژه زندگی انسانها در هر لحظه از زمان بوسيله نبرد ميان دو نيروی بنيادين و خود آفريننده و ضد يکديگر شکل ميگيرد. مردمان اثر نبرد اين دو نيرو را در درون خود بصورت شادمانی يا غم زدگی، عشق و نفرت، دوستی و دشمنی، آرامش درونی يا نگرانی، دادگری يا بيداد گری، خوب يا بد، شکست و پيروزی، روشنی درونی يا تاريکی و غيره احساس ميکنند.
به سرچشمه نيروهای مثبت که مردمان را بسوی خوشبختی پيش ميبرند اهورا مزدا گفته ميشود. «اهورا» يعنی هستی آفرين و «مزدا» به معنی خرد است. بنابراين اهورامزدا به معنی « نيروی خردزا» يا «خدای خرد» ترجمه شده است.
از ويژگيهای مردمانی که در راه اهورامزدا هستند، شاد زيستی و راستی در پندار و گفتار و کردار ميباشد.
به سر چشمه نيروهای منفی يعنی نيروهايی که مردمان را به بدبختی و پسماندگی و غمزدگی ميبرند، انگرا ماينو يا اهريمن گفته ميشود. انگرا ماينو يعنی آشفتگی و خشم درونی که خرد ستيز است و چشم درونی را کور ميکند. از ويژ گيهای انگراماينو دروغ و ريا است. با اين ابزار است که او آگاهی را سرکوب و نا آگاهی را رواج ميدهد.
2- دومين قانون جهان بينی تمدن باستان ایرانیان ميگويد که در اين جهان هيچ نيرويی بدون وجود نيروی ضد خود نميتواند مفهومی داشته باشد. روز بدون شب، خوب بدون بد، آرامش درونی بدون نگرانی، عشق بدون نفرت و غيره هيچيک به تنهايی مفهومی نخواهند داشت. اگر چيزی در اين دنيا بخواهد به صورت نيرو در آيد بی درنگ نيروی مخالف خود را در برابر خود خواهد يافت.
3- و چون اين جهان از نيروهای دوگانه ضد هم و مثبت و منفی درست شده، هستی در انسانها نيرويی بنام « آزادی گزينش» » گزاشته که بوسيله آن هر کس ميتواند از ميان دو نيروی ضد هم و در حال نبرد يکی را انتخاب کرده و در آن شرکت کند. ميان شادی و ماتمزدگی، دوستی و دشمنی، دادگری و بيدادگری، خرد و خرد ستيزی، راستی و دروغ، خوب و بد، آزادیو اختناق، سروری و بردگی و غيره يکی را گزينش کرده و در آن زندگی کند. چون آزادی گزينش با انسان است، بنا بر اين مسئوليت هم با اوست
با بهترین درودها و آرزوی ایرانی برای همه ایرانیان

سفر نمادین از مونترال تا اصفهان

یک زن و مرد ایرانی‌ حرکتی اعتراضی را در برابر وضعیت نابسامان ایران از مونترال کانادا آغاز نموده اند که تنها پس از گذشت چند روز، و در بدو ورود به شهر تورنتو، به نظر می‌رسد نظر عده‌ای از هموطنان را به خود جلب کرده. تصور می‌‌شود که این حرکت نه تنها ارزش خبری دارد، بلکه توان گرد آوردن تعداد زیادی از ایرانیان و غیر ایرانیان که دغدغه این شرایط ناگوار را در دل‌ دارند، دارا می‌باشد. هدف نهایی حرکت این است که پیام اعتراض ایرانیان دگر اندیش با حمایت رسانه‌‌های ایرانی‌ و غیر ایرانی‌ به صورت رسمی‌ به مسئولی
جامعه مدنی ایران از شرایط موجود ناراضی است و دلیل نارضایتی را نیز در مدیریت نادرست و عدم شرکت همه اقشار جامعه در امور کشوری میبیند. جریانهای سیاسی اپوزیسیون حکومت ایران نیز بدلیل نداشتن برنامه مشخص و ابتکار عمل از هر گونه موفقیتی باز مانده اند. بازگرداندن اعتماد بنفس و بازنمودن گره بزرگ اجتماعی موجود در ایران نیازمند توافق بر روی نقاط مشترکی است که باعث شود اقشار و طبقات مختلف قومهای ایرانی هماهنگ و یکصدا خواستار تغییرات بنیادی شوند.
تقریبا همه ایرانیان ناراضی یکصدا میگویند دروغگویی به یکی از مشکلات مهم جامعه تبدیل شده است که نه تنها امور کشوری را فلج کرده بلکه بر روابط میان مردم نیز اثر گذاشته و فرهگ اخلاقی ما را به مرزهای نابودی نزدیک کرده است.
زمانی که از اعتراض به رژیم جمهوری اسلامی ایران میگوییم یعنی روش موجود کشورداری را نا صحیح میدانیم و آن را نیک نمیپنداریم. یعنی خواهان روشی صحیح، نیک و سازنده میباشیم. رژیم حاکم بر ایران با تبلیغ دشمنی و نفرت، نابودی و ناامیدی را جایگزین آبادانی، امید و ابتکار عمل کرده است در صورتی که جوانان ایرانی خواهان زندگی پر شور تری هستند تا بتوانند آینده بهتری را در دورنمای خود ببینند و بتوانند با آن امید، به زندگی ادامه دهند.
سفری نمادین به سوی ایران را در نظر داریم و منظورمان از سفر نمادین این است که برای تغییر و جایگزین نمودن دشمنی با دوستی یا سازندگی با ویرانی ابتدا نیازمند پیش قرار دادهایی هستیم تا بدانیم چه میخواهیم انجام دهیم.
اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک را به عنوان نقطه مشترکی در نظر گرفته یم که مورد قبول تقریبا همه ایرانیان میباشد و برای رساندن این پیام به ایران راه دشواری را انتخاب کرده ایم.
به این دلیل راه دشواری را انتخاب کرده ایم که بتوانیم توجه همگان را به این پیام جلب کنیم منظور راهی است که بیش از نه هزار سال قبل گروهی از قبیله های ساکن آسیای مرکزی از طریق سیبری و تنگه برینگ وارد آلاسکا شدند و سپس به تمامی قاره امریکا مهاجرت کردند. این دروازه ورود به دنیای ناشناخته را به عنوان سمبلی در نظر گرفته ایم که میخواهیم از این طریق راه بازگشت به مبدا خود را جستجو کنیم. همچنین میگویند راه ابریشم که از راه های متعددی تشکیل شده بود محلی برای تجارت و تبادل فرهنگها میبوده است که شاهد حضور دینها و اندیشه های بسیاری در طول تاریخ نگارش شده بشری بوده است. بازگشت نمادین از این مسیر میتواند یادآور ادامه تجربه موفق تمدن بشری باشد.
اما مهمترین هدف ما از این سفر نمادین این است که با تداوم سفر خود یادآور شویم پاسخ همه پرسشهای بشری را تنها در تجربیات دیگران و نیاکانمان نمیتوان جستجو نمود و امکان یافتن پاسخ های جدید که از در هم آمیختن تجربیات دیگران میباشد میتواند یکی از این آلترناتیو ها باشد. نیاز ما به یک سیستم سکولار دموکرات در جهان کنونی این مهم را به ما یادآور میشود که انسانها بنا به خصوصیات فردی، اجتماعی و جغرافیایی دارای اندیشه های متفاوتی هستند که برای کار گروهی نیازمند نرمش بیشتری در مورد سلیقه های شخصی خود میباشند.
شاید در صورتی بتوان به یک نظم واقعی در جامعه چند فرهنگی ایران امیدوار بود که قانون و قانون نویسان وابستگی اقتصادی و تشکیلاتی به دینها و اندیشه ها را رها سازند.
در طول این سفر ما در نظر داریم با ثبت تاریخی شرایط موجود در میان مناطق مختلف مسیر عبور و مقایسه آن با ایران خاطر نشان سازیم سکولاریزم یک آلترناتیو سازنده برای جامعه رنگارنگ ایران را آماده ساخته است و ابتکار عمل و پشتکار، ما را به سوی حرکت برای آبادانی کشورمان هدایت خواهد نمود.

۱۳۹۶ آذر ۱۵, چهارشنبه

"Disruptive"



مخالفت با سیاست تبلیغ یک نشریه دلیل به دشمنی با یک شخص نویسنده نیست. من اگر از "تناقض" در چاپ مقالات یک نویسنده در رسانه جنبش سکولار دمکراسی ایران انتقاد دارم به این دلیل است که "تناقض" در گفتار بی اعتمادی را تبلیغ میکند و این بی اعتمادی در میان نسل جوان ایرانی که مهمترین مخاطب ما نیز هست بسیار حساس و ریشه ای است. 
"مرگ بر سازمان مخالف" یعنی حذف مخالف سیاسی و این شعار تنها با مرگ بر سازمان مجاهدین پایان نمییابد و اگر در مقابل آن سکوت کنیم پایه های استبداد را دوباره محکم کرده ایم تا نهایتآ به مرگ بر تشکیلات سیاسی دگر اندیشان که در قدرت نیستند بیانجامد.
من اگر با انتقادم به هویت شخصی یک فرد ضربه زده ام با تمام وجود پوزش میخواهم, اما من به افراد کاری ندارم و "تناقض گویی" را دلیل بیماری پیری یا ریگ به کفش دانستن قلمداد کردن یک انتقاد تحریک کننده است. من بدون رودربایستی و بسیار سخت به این انتقاد ادامه خواهم داد زیرا اشتباه صد سال گذشته نیاکان ما همین سکوت در مقابل اشتباه دوستان و آشنایان بوده است.
اگر یک نظریه میگوید "اولویت مبارزه با ناسیونالیسم" (ملی گرایی) است و همچنین روش حکومت جمهوری را به پادشاهی ترجیح میدهد چگونه از آقای رضا پهلوی که با لقب شاهزاده نماد پادشاهی ایران است و بدلیل ملی گرایی یکی از کنجینه های ایران بشمار میرود میخواهد که چنین و چنان کند تا مورد حمایت قرار گیرد؟
آیا این تناقض گویی نیست که به نماد ملی گرایی نیاز است اما اولویت مبارزه را بجای حکومت اسلامی ایران که روش حکومتی نئو فاشیسم مذهبی را برای ایران برگزیده به مبارزه با ناسیونالیسم بدهیم؟

اما صحبت جدید در باره "دیسراپتیو" و ادعای اینکه یک حزب ایرانی دارای چنین خصوصیاتی شده را من نمیدانم برای کدام مخاطب ها مینویسید.
این نظریه میگوید "اختلال" ما را از نظم کهنه و قدیمی بر قرار شده رها میسازد. این نظریه قبل از هر چیز نیازمند "ایده هوشمند و تکنولوژی لازم" میباشد که شوربختانه در حزب هنوز به آن باور ندارند.
برای اشاره بگویم یک نمونه معروف دیسراپتیو,  "UBER" است که توانست جای شرکت های تاکسی رانی سنتی را بگیرد.
"علم داده" data science" متخصصین علم داده را آموزش داده تا با عمیق شدن در چندین رشته علمی مسائل پیچیده مطرح شده در حوزه داده را حل کنند؛ مراجعه به این متخصصین نیاز ما به بانک های اطلاعاتی و ساختن نرم افزار های مورد نیاز را آشکار تر خواهد کرد.
در پایان همانگونه که میخواهید فروتنی را کنار بگذارید و تصور کنید دیگران نه سیاست را میدانند و نه سواد درک مشکلات را دارا هستند اشاره میکنم من در کشور بلژیک بدون  اینکه حمایت مالی یا سیاسی دیگران را داشته باشم توانستم با سیاست و برنامه چند ساله به ریاست یک فدراسیون ورزشی
دست بیابم. بیش از شش سال عضو اجرایی یک حزب در قدرت بلژیک بودم و در منطقه کاری, کارنامه من گویای موفقیت و همراه کردن مردم با پروژه مورد نظرم بوده است.
مهمتر از همه با درایت سیاسی و کار تیمی توانستیم با سفر پر خطر به ایران, زنگوله را بگردن گربه آویزان کنیم که مخالفین حکومت مذهبی رسمیت دارند و از همه طیف ها و جریانات سیاسی هستند.
حمیدرضا برهانی 

۱۳۹۶ شهریور ۱۵, چهارشنبه

"تشنه دمکراسی و تشکیل دولت موقت"



بسیار آسان است که بدانیم چرا کشورهایی با سیستم دمکراسی بطور متوسط ثروتمندتر از کشورهای غیر دمکرات هستند. آنها کمتر درگیر جنگ میشوند و کارنامه تمیزتری در مقابله با فساد اداری و اقتصادی دارند. کشورهای دمکرات اجازه میدهند مردم در مورد نظراتشان صحبت کرده و آینده خود و کودکانشان را آنگونه که میخواهند ترسیم کنند.
حکومت مذهبی ایران در سال ۱۳۵۷ خورشیدی در مخالفت با این سیستم سیاسی (دمکراسی) پیشنهاد آلترناتیو حکومت مذهبی ("هدایت کردن مردم بجای پذیرش اداره کشور توسط مردم") را به جهانیان ارائه داد. ایت الله ها ادعا میکردند حکومت مذهبی و هدایت مردم (امت) بمراتب باصرفه تر و مطمئن تر میتواند مردم را تحت کنترل داشته باشد و همچنین زیاده خواهی مردم جوامع دمکرات را نیز غیر قابل گفتگو خواهند ساخت.
شاید بعد از ۳۸ سال تجربه نا موفق حکومت مذهبی در ایران زمان تغییر رژیم و ادامه راه مشروطه خواهان و تبدیل قانون های شرع به قانون های عرفی یا مدنی فرا رسیده است.
معمولا پس از فرو پاشی حکومت و ایجاد خلاء سیاسی یا "شرایط اضطراری" برای سامان دادن به امور یک کشور از سیستم حکومتی (دولت موقت) نام میبرند.
در شرایط امروز ایران یک دولت موقت چه وظیفه ای را میتواند بعهده بگیرد, پرسشی است که پاسخ های گوناگونی را از طیف های مختلف سیاسی ایران با خود میتواند بهمراه داشته باشد.
نگارنده تلاش دارد به یک نمونه از این پاسخ ها اشاره ای کوتاه داشته باشد:
حکومت مذهبی کنونی دارای قانون اساسی است که تعدادی از اصل های همان قانون اساسی مانند اختیارات ولایت فقیه, عملا دیگر اصل ها را میتواند غیر قابل اجرا اعلام کند و داشتن حق وتو برای ولی فقیه قدرت تصمیم گیری را از نهاد های قدرت گرفته است.
تغییر چنین قانون اساسی نیازمند یک مجلس موسسان است که تدوین قانون های جدید توسط نمایندگان مردم را بتواند رسمیت ببخشد و البته گرداوری نمایندگان همه اقشار مردم نیازمند انتخابات موفق و شرکت جریانهای سیاسی با کاندیداهایشان در چنین انتخاباتی خواهد بود.
پس با این پیش فرض وظیفه یک دولت موقت میتواند اجرای انتخابات برای تشکیل مجلس موسسان نامیده شود.
بسیاری از ما هنوز در سوء تفاهم اجرای روش دمکراسی میپنداریم چنین دولت موقتی نیز میباید منتخب همه اقشار مردم و از یک اتحاد همگانی بیرون آید در صورتی که تجربه ناموفق سالها فعالیت کنشگران سیاسی ایرانی یاداوری میکند که دولت موقت نیازمند کابینه یا یک تیم منسجم اجرایی است و در هیچ کجای دنیا یک دولت اعضای کابینه خود را از اتحاد همه طیف ها و جریانهای مختلف سیاسی انتخاب نمیکند زیرا چنین مدیرانی احتمالا توانایی همکاری مشترک با یکدیگر را نخواهند داشت
اما یک دولت موقت که وظیفه اش تنها به اجرای برگزاری انتخابات خلاصه شده باشد میتواند از تجربیات کشورهای موفق و متمدن در زمینه اعتماد سازی استفاده کرده و نمایندگان جریانهای سیاسی شرکت کننده در انتخابات را در تیم ناظران برگزاری انتخابات بخدمت بگیرد تا با این عمل از موفق بودن و به بهترین صورت برگزاری انتخابات اطمینان خاطر داشته باشد.

تشکیل دولت موقت حداقل برای یک انتخابات در دنیای مجازی تجربه مثبت خواهد بود که در ابتدا نیازمند تعدادی مدیر متخصص و با تجربه کاری است تا بتوانند تابو ها را شکسته و وظیفه تشکیل این کابینه را بعهده بگیرند.
با تشکیل مجلس موسسان و تدوین قانون اساسی جدید وظیفه این دولت موقت نیز به پایان خواهد رسید و نمایندگان مجلس موسسان هستند که در باره آینده ایران تصمیم خواهند گرفت.


اجازه دهید این پیشنهاد به گفتگو گذاشته شود!

۱۳۹۶ اردیبهشت ۳۱, یکشنبه

"پایان نمایش انتخابات فرمآیشی"


حکومت اسلامی ایران برای دوازدهمین بار در غیبت حضور اپوزیسیون ایرانی توانست پایداری سیاسی رژیم ولایت فقیه را در انتخاب مدیریت اجرایی ریاست جمهوری  بنمایش بگذارد.
حکومت اسلامی ایران با کشتار, وحشت آفرینی یا ترور, نفوذ در میان جریان های سیاسی مخالف و لابیگری در کشورهای ثروتمند غربی توانسته است ضمن حمایت قدرت های بزرگ از  انسجام و کارایی اپوزیسیون حکومت مذهبی نیز جلوگیری نماید.
اپوزیسیون غیر منسجم نیز که هنوز دورنمایی را نمیتواند برای آینده ایران مجسم سازد, توانایی همراه کردن مردم مخالف را ندارد و تنها به "عدم رای دادن" , "تحریم" یا شعار "رای من سرنگونی"  بسنده کرده است انهم بسیار غیر حرفه ای و روبنایی.

بسیاری از مخالفین تئوری  “رای دادن, که به تایید نگارنده این عمل تایید حکومت اسلامی نیز هست” از رای دهندگان ناراضی هستند, اما جرات پرسش از همفکران را ندارند که برنامه ما چیست؟ دورنمای آینده کوتاه مدت ایران را چگونه میبینیم؟ بعد از رای ندادن قرار است چه برنامه ای را پیش ببریم؟
اقتصاد اروپا در حال حاضر برای ۸۰ میلیون مصرف کننده دست نخورده ایرانی, دندان تیز کرده است و روحانی نیز با نمایش انتخابات و پایدار نشان دادن وضعییت داخل کشور در منطقه پر تلاطمی مانند خاورمیانه,  سرمایه داران غربی را به شریک بودن در سود ترغیب میکند. اما اروپا بدون چراغ سبز ایالات متحده مخصوصا سیاست جدید  امور خارجه آن کشور حاضر به ریسک اقتصادی نیست.
آنچه امروز بنظر نگارنده بسیار پر اهمیتر از پرداختن به نمایش انتخابات میباشد, شاید توجه به سفر مهم ترامپ به عربستان, اسرائیل, واتیکان وسپس بروکسل خواهد بود.
این سفر نمادین ایالات متحده ابتدا به سه کشور,  که "رهبران رسمی" دین های اسلام, یهودیان و مسیحیان را برسمیت شناخته صورت میگیرد, سپس گزارش سفر را در مرکز اتحادیه اروپا و همچنین ناتو نتیجه خواهد گرفت! این سفر امکان شعله ور ساختن جنگی همه گیر را دارا است.
اگر حکومت اسلامی ایران, روحانی را به عنوان گزینه رهبری ولی فقیه بعد از مرگ خامنه ای بشناسد و همچنین شرایط انتقال قدرت در سوریه را مرتبط با پایداری یا عدم پایداری سیاسی, در ایران فرض بگیریم آنگاه برنامه و پیشنهاد مخالفین حکومت اسلامی چیست؟
روحانی از هم اکنون به قدرت های جهانی قول میدهد که مایل به همزیستی با همه جهانیان است و صلح پایدار را ترجیح میدهد او در چهار سال قبل نیز چنین صحبت هایی را کرده است اما اولویت ها همیشه برای تثبیت و حفظ حکومت اسلامی بوده نه منافع ملی کنونی و آینده ایران.
منافع ملی را تنها ما زمانی میتوانیم دقیق تعریف کنیم که در یک انتخابات آزاد صدای همه جریان های سیاسی و همه اقشار کشور را شنیده باشیم.

"انتخابات آزاد"

اگر برای اجرای هر پروژه ای نیاز به قرار دادی است که دو طرف قرار داد منافعشان در آن ثبت شده باشد, چگونه چند تشکیلات ایرانی با نظرات مختلف سیاسی نمیتوانند  قراردادی را شفاف و در کنار هم امضا کنند که برگزاری پروژه انتخابات آزاد را عملی سازد؟
آیا در صورت آغاز یک جنگ احتمالی, میباید پیشنهاد انتخابات آزاد را دوباره به سیاه چال های ارتجاع منتقل ساخت؟

برای جلوگیری از جنگ در ایران و گرفتن ابتکار عمل در شرایطی که ایران به همه ما نیاز دارد آیا تدوین یک قرارداد همکاری موقت میان همه سکولار-دمکرات ها بدون قضاوت در مورد گذشته یا حدس زدن در مورد آینده آنها که به  اجرای انتخابات آزاد بینجامد پیشنهادی عملی است یا تنها یک آرزوی ایده آلیستی؟

آیا قراردادهای اجتماعی و حقوقی میتوانند اعتماد کار کردن در کنار یکدیگر را به جامعه بیگانه با قانون بازگرداند؟

یکشنبه ۲۱ می ۲۰۱۷
انتورپن




۱۳۹۴ تیر ۱۶, سه‌شنبه

"گزارشی ازسومین کنگره سالانه سکولار دمکرات های ایران"





یک روز قبل از آغاز این کنگره فرصتی بوجود آمد تا پیش از آشنایی با دیگر شرکت کنندگان, ابتدا شهر فرانکفورت و زیبایی های مدرن شهر را در کنار ساختمانهای قدیمی آن مشاهده کنم. مجموعه ای از ساختمانهای مدرن قرن ۲۰ با معماری سنتی دوران قبل از صنعت,  شهری که خود را قلب اقتصاد آلمان میداند در لباس پست مدرن به نمایش گذاشته شده بود.
صبح شنبه چهارم ژوییه, سومین گرد همایی سالانه سکولار دمکرات های ایران با سخنی کوتاه توسط مسول امور تدارکات خانم شهناز شاهبخشی آغاز بکار نمود. بعد از آن رییسان افتخاری یا اجرایی,مجریان برنامه وهمچنین حدود صد تن  دیگر از شرکت کنندگان به بیان نظرات و دیدگاه های خود پرداختند یا در این گفتگو ها شرکت فعال داشتند. حضور پر شمار کنشگران سیاسی و مدنی با دیدگاه های راست, میانه و چپ نمایانگر این واقعیت بود که جامعه روشنفکر ایرانی آمادگی ورود به دوران بلوغ اجتماعی تاریخ سرزمینمان را در بطن روابط اجتماعی اعضای خود بوجود آورده است.
بسیاری از شرکت کندگان با کارنامه ای پر از تلاش برای کنشگری علمی و کوله باری مملو از کتاب ها, مقالات و اطلاعات جمع آوری شده یادآوری میکردند که دیگر برای اداره سرزمینمان ایران, حکومتی مذهبی را مناسب نمیبینند.  تقریبا ۹۰% شرکت کنندگان در این کنگره همصدا بودند که بیش از این نمیتوان حکومت مذهبی را تحمل کرد و برای ساختن سرزمینمان و همچنین برای از میان برداشتن  تبعیض های مختلف از جنسیتی و مذهبی تا نژادی, ملیتی یا عقیدتی و سیاسی راهی بجز اجرای سیستم سکولاریسم دمکراتیک نمیتوان در مقابل حکومت مذهبی پیشنهاد نمود.

از امتیازهای مثبت شرکت کنندگان میتوان روحیه شاد و پر انرژی آنها را بیش از هر چیز دیگر به یادآورد,اعتماد به نفس آنها در بیان نظراتشان که با مطالعه و تلاش برای جمع آوری اطلاعات همراه بود نیز نظر هر خبرنگار بی طرفی  را به خود جلب میساخت.
شاید اگر مدیران اجرایی این گفتگو ها میتوانستند موضوع های مورد نظرشان را مثبت تر فرموله کنند نظرات مختلف نیز بهتر شنیده میشد. برای مثال بجای "موانع اتحاد" از "امتیازهای موجود برای رسیدن به اتحاد" یا بجای "حفظ تمامیت ارضی" از "نیاز یکپارچگی جغرافیایی ایران " استفاده کنند.

اگر با چشمان یک  اروپایی  سکولار و بی طرف به این کنگره نگاه میکردم  جای خالی جریان های سکولار دمکرات  منطقه از دیگر کشورهای همسایه ایران را بخوبی میتوانستم احساس کنم. شاید تبادل نظر با متخصصین سازمانهای غیر انتفاعی سکولار دمکرات از دیگر کشور های همسایه و همچنین نمونه اروپایی آن بتواند نقد بدون رودربایستی آنها نسبت به نمونه ایرانی  و همچنین تجربه آنها برای نهادینه سازی سکولاریسم در جامعه را گویا تر سازد. همکاری های مشترک بین المللی وزنه هر گردهمایی را  قوی تر میسازد و اعتماد گروه بیشتری از ایرانیان را نیز به مطمئنا بخود جلب خواهد ساخت.
سومین کنگره سالانه سکولار دمکرات های ایران که در محیطی بسیار مثبت و با دقت برنامه ریزی شده بود با پیام حمایت آقای امیر انتظام از ایران گواهی اعتماد هر چه بیشتر ایرانیان از جریان سکولار دمکراسی را نوید میداد. 

با امید که این چتر حمایت سکولارهای دمکرات ایرانی, پله ای باشد برای صعود هر چه سریعتر به سوی انحلال  حکومت مذهبی و  نظارت مستمر در آینده ایران برای اجرای قوانین  حقوق بشر و آبادانی سرزمینمان.



حمیدرضا  برهانی
آنتورپن
بلژیک