به بهانه آغاز کار مجلس خبرگان و پایان مدیریت آقای رفسنجانی در این مجلس، ایشان به عنوان یکی از مدیران عالیرتبه حکومت اسلامی در ایران نکته ای را برای همه ایرانیان بازگو نمودند.
این نکته قابل اشاره از سخنان ایشان در آغاز مجلس خبرگان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی رسمی آیت الله هاشمی رفسنجانی اینچنین است:
* با پیاده شدن اسلام در جامعه نیازی به این همه پلیس و زندان وجود نخواهد داشت
من فکر میکنم یکی از کارهای مهم کشور در اینگونه موارد، البته ترساندن و با زور و زندان رفتن نیست. در اسلام زور، حد، مجازات و تعزیر هست. البته اینها بعد از این است که ایمان و اعتقاد مردم را تقویت نماییم. البته با انسانهای یاغی باید برخورد کرد. با پیاده شدن اسلام در جامعه نیازی به این همه پلیس و زندان وجود نخواهد داشت.
لذا من فکر میکنم یکی از کارهای مهم این است که تلاش کنیم آن اسلام واقعی و با محتوا را مردم در عمل ببینند و علاقمند شوند.
پرسش نگارنده اینچنین است که آیا وجود اینهمه پلیس و زندان در ایران بدلیل شکست نفوذ آیات الله ها روی مردم میباشد؟ آیا تصمیمات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی مبنی براستفاده خشونت در جامعه پیغامی غیر از این دارد که با مذهب دیگر نمیتوانند توده مردم ایران را کنترل نمایند؟ اگر واقعیات جامعه ایران اینچنین گشته است، حمایت اصلاح طلبان حکومت جمهوری اسلامی از تداوم این راه چیست؟ آیا اصلاح طلبان رهنمود آقای رفسنجانی مبنی بر جایگزینی نفوذ دوباره روحانیون بر مردم بجای پلیس و زندان را اصلاح جامعه پیشنهاد میکنند؟
اما سکولارهای دموکرات جامعه ایران که بر دنیای سیاسی ایران تاثیر گذار هستند و معتقد به جدایی مذهب از حکومت میباشند چگونه میاندیشند؟ آیا سکولارهای دموکرات به این شعار که مذهب یا دین سازماندهی شده نمیتواند در سیستم قدرت دخالت داشته باشد را خود پذیرفته اند؟ مسجد یا کلیسا همیشه سعی نموده با تئوری دوآلیسم قوانین خود را در جوامع نهادینه سازد. دوقطبی دیدن جوامع قسمتی از جامعه را که فرمانبردار است دارای حق زندگی میداند و قسمت نافرمان را از همان حقوق محروم میسازد. آیا دو گروه ساختن جامعه به خودی و غیر خودی، همراه و بیگانه همان روش مذهبی نیست؟ اگر زمان موجود را عصر جهانی شدن بنامیم پیشنهاد تفکیک جامعه به قطبهای مختلف از نیروی کار حکومت نخواهد کاست؟ آیا همین قطبهای مختلف نیستند که استهکاک میان احزاب و جریانات سیاسی را دامن میزنند؟ آیا هزینه پلیس و زندان یا تبلیغات مذهبی از دموکراتیزه نمودن روابط سیاسی کمتر، آسان تر و منطقی تر جلوه مینماید؟
عدم شفافیت کافی در گفتار و عمل تشکیلات سیاسی اپوزیسیون از اعتماد مردم نسبت به آنها خواهد کاست و بی اعتمادی مردم ناراضی به رهبرانشان آنها را به سوی خشونت کوری سوق خواهد داد که نتیجه آن قبل پیشبینی نخواهد بود.
آیا سکولارهای دموکرات ظرفیت سازماندهی اعتراضات آینده بدون یاری جستن از تئوری دو قطبی بودن را دارند؟
آیا اعتراضات آینده تنها در مخالفت با دیکتاتوری در ایران و تنفر از حکومت است یا پیشنهاد برای تغییر؟ آیا انقلاب تنها آنچیزی است که پدران ما در سال ۵۷ آن را تجربه نموده اند؟
حمیدرضا برهانی
بلژیک
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر